16 آذر و پرپر شدن یك كلاغ
نویسنده: محمد سلیمی
دون اغراق میگویم 16 آذر
امسال را باید مبدا حركت جدید دانشجویان انقلابی ایران دانست. 16 آذری كه
پسلرزههای آن هنوز هم ادامه دارد. 16 آذری كه به سالها توهم قهرمان
بودن قهرمانهای پوشالی جنبش دانشجویی پایان داد. 16 آذری كه موجب بیداری
دختران و پسران دانشجوی انقلابی ما شد، 16 آذری كه آنقدر معنا داشت كه حتی
داد سایت «آینده» را هم
درآورده و آنها برای اینكه بتوانند شكست سنگینشان را در این روز جبران
كنند، مطابق معمول به دروغ و شایعه متوسل شدهاند تا جمعیت بیشمار
دانشجویان انقلابی را زیرسوال ببرند.
حقیقتا باید دست و پای این دانشجویان 16 آذری را بوسید كه خواب یك طیف گسترده را در این كره خاكی آشفته كردهاند، از بیبیسی و صدای آمریكا و العربیه گرفته تا آینده و دیگر مزدوران داخلی آنها! درباره 16 آذر امسال باید تا
مدتها نوشت و تاثیرات آن را از جهات مختلف بر فضای سیاسی و دانشجویی
ایران بررسی كرد. من امروز میخواهم به یك مورد از این تاثیرات اشاره كنم
و درباره یك قهرمان پوشالی جنبش دانشجویی حرف بزنم، درباره مجید توكلی.
اگرچه توكلی و آدمهایی مثل او آنقدر كوچك هستند كه حیفم میآید وقتم را
با نوشتن درباره آنها بگیرم، اما وقتی خبر دستگیریاش را آنهم با آن وضع
فلاكتبار شنیدم، یاد مسالهای افتادم كه ناگزیر به نوشتنش هستم. ماجرا مربوط میشود به دو سه
سال پیش كه نشریاتی در دانشگاه امیركبیر پخش شد كه مجید توكلی هم یكی از
نویسندگانش بود. در این نشریات، مقالات اهانتآمیزی چون «هیچ كس مقدس نیست»، «فاحشهها در كجا بیشترند؟» و «كلاغهای سیاه» چاپ شده بود و در آن به پیامبر اكرم (ص)، امام علی (ع) و امام زمان و رهبری، مراجع، علما و دختران و زنان محجبه اهانت شده بود. مجید توكلیِ قصهی امروز ما، مسئول نوشتن «هیچ كس مقدس نیست و كلاغهای سیاه» شد. توكلی در مطلب «هیچكس مقدس نیست»
به خاطر اینكه تكلیف ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی ایران را یكسره
كند، مستقیما ولایت امیرالمومنین و اهل بیت را نشانه گرفت و پیامبر اسلام
و ائمه شیعه را انسانهایی غیرمعصوم كه مرتكب گناه كبیره میشوند، دانست و
در «كلاغهای سیاه» هم، ناجوانمردانه به دختران و زنان با حجاب این مرز و بوم اهانت كرده و آنها را كلاغ سیاه نامیده بود! از قدیم گفتهاند چوب خدا صدا
ندارد. اگر معتقد باشیم كه قانونی در این نظام آفرینش وجود دارد و اگر
باور داشته باشیم كه هر آهی و هر قطرهی اشكی كه از آزار دیگری نصیب
دلهای زنان و مردان باایمان میشود، پس باید باور داشته باشیم كه چوب خدا
هم واقعا صدا ندارد. مجید توكلی دقیقا از همان روزی كه كلاغهای سیاه را
نوشت و زنان و دختران محجبه ایرانی را مسخره كرد، باید منتظر چوب خدا هم
میشد. البته شاید او حقیقتا پیشبینی نمیكرد كه روزی به همان لباسی
متوسل شود كه دوسال پیش آنرا مورد تمسخر و اهانت قرار داده بود! این قهرمان پوشالی جنبش
دانشجویی آنقدر نامرد بود كه روزی زنان و دختران پاكدامن این مملكت را به
خاطر نوع پوشش آنها به استهزا گرفت و آنقدر نامرد است كه امروز نمیتواند
مردانه پا به عرصه مبارزه بگذارد و به همین خاطر در روز دانشجو كه به یاد
مردانگیهای سه شهید بزرگ جنبش دانشجویی است، ظاهر مردانه خود را كنار
میگذارد و به لباس زنانه متوسل میشود و ریش و سبیلش را پشت آن پنهان
میكند. اما او لیاقت پوشیدن این لباس را هم ندارد، این لباس پاك، ارزشش
را از همان زنان و دخترانی میگیرد كه كلاغ سیاه قصهی امروز ما، دو سال
پیش به آنها توهین كرده بود! در این میان البته آدمهایی هم
پیدا شدهاند كه با دیدن تصاویر مجید توكلی، احساسشان جریحه دار شده و
آنرا مخالف با حقوق انسانی توكلی دانستهاند. از همه جالبتر معصومه قمی
(مسیح علینژاد) هم دست به قلم شده و آنرا توهین به زنان ایرانی دانسته و
نوشته است: «من از رذالت مردانی
خندهام می گیرد که با انتشار این عکس ها به یادمان آوردهاند که به اجبار
روسری و چادر بر سر انداختن چه بر سر مرد و چه بر سر زن آنقدر زشت و زننده
است که ارزش عکس و خبر شدن دارد!» البته دلیل عصبانیت معصومه قمی
برای ما كاملا معلوم است. ای كاش این آدمهای احساساتی كمی زودتر به خاطر
توهین به زنان ایرانی دست به قلم میشدند و زودتر از اینها اشكشان جاری
میشد، یعنی دقیقا روزی كه همین مجید توكلی به دختران ایرانی توهین كرده و
نوشته بود كه آنها برای پنهان كردن ظاهر زشتشان مجبورند به حجاب و چادر
پناه ببرند! منبع : http://ahestan.wordpress.com/
برچسب ها: 16 آذر، مجید توكلی، دانشگاه، اغتشاش،
تبلیغات 



اجتماعی (0)